سرچشمهی تمامی اندیشه های ناب
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید6
سرچشمهی تمامی اندیشه های ناب دانش پژوه مدرسهی عشق بو تراب اوصاف پاکتان چقدر بی نهایت است! یک خط ز مدحتان شده موضوع صد کتاب شک کردهایم! اهل زمین باشی ای عزیز ای جلوهی جلال خدا در پس حجاب امشب دوباره حضرت خورشید اهل بیت از ماورای فاصلهها بر دلم بتاب ما را دعا کنید همین لحظه از بهشت آقا دعایتان همه دم هست مستجاب این چهرهی سیاه مرا هم نگاه کن شاید به یاد آوریم در صف حساب من از پل صراط جزا با نگاهتان… … مانند باد می گذرم تند و پر شتاب ساعی ترین مدرس آداب زندگی شیوا سخن, مفسر آیات بندگی قله نشین دانش و دین, ای طلایه دار کاوشگر رموز سماوات کردگار تیغ کلام نغز شما در مناظره پِی کرده است مرکب دجال روزگار هر کس که خواست پیش شما قد علم کند گشته میان معرکهی بحث تارومار کوه بزرگ حادثه را بر زمین زدی انگشت بر دهان شده این چرخ کجمدار این چه تواضعی ست امام فرشتهها! داری به پای خویش دو نعلین وصله دار آقا شما که واسطهی فیض عالمید حیف است مانده اید در این شهر بی بهار ای کاش سمت کشور ما هم می آمدی پس لا اقل به خانهی قلبم قدم گذار ای خضر مست میکدهی چشمهی حیات من تشنه امـ شبیه خودت ـ تشنهی فرات آموزگار مبحث جغرافیای دین استاد فقه و خارج دانش سرای دین دار و ندار زندگی ات را تو ریختی تا آخرین دقایق عمرت به پای دین از ابتدای کودکی ات خونجگر شدی زخم زبان و طعنه شنیدی برای دین با خشت خشت اشک نماز شب شما مستحکم است تا به ابد پایه های دین ای یادگار کرب و بلا, زیر کعب نی سهمی عظیم داشتهای در بقای دین دیدی سر بریدهی عباس را به نی بر شانهی کبود نهادی لوای دین از نای زخم خورده تان میرسد به گوش در مجلس یزید, صدای رسای دین با اشک و آه, شعله به آیینه میزدی عمری به یاد کرببلا سینه میزدی