سخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1.1K
سخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم
که در اینجا دهنم زخم شد آنجا گوشم
چار انگشت که مردانه و نامحرم بود
پلی از درد زده چشم مرا تا گوشم
نبض دارد همۀ صورتم از کثرت درد
شده از شدت خون قلب من اما گوشم
میپرم یک سره از خواب، نگو مثل رباب
بعد اصغر شده حساس به لالا گوشم
پای تا سر همه از شوق تو چشمم اما
به نسیم سر زلف تو سراپا گوشم
پس به دنبال تو از شانه به پایین پایم
بعد از آن ضربه هم از چانه به بالا گوشم
شده حساستر از پیش به گرما چشمم
شده حساستر از قبل به سرما گوشم
وای بابا دهنم دستم چشمم مویم
وای بابا بابا بابا بابا گوشم
ارث پهلوی شکسته که رسیدهست به تو
من هم انگار که رفتهست به زهرا گوشم