سامرا، امشب مدینه میشود مهمان تو
میثم مؤمنینژادپسندیدن0
بازدید400+
سامرا، امشب مدینه میشود مهمان تو آسمانها اشک میبارند بر دامان تو شمع روشن میکند چشم ستاره تا سحر با گلاب اشک، میشوید تن سوزان تو ای حصار آفتاب، ای آسمان در قفس یوسفت را میبرند از گوشهی زندان تو گریه کن، خواندند در بزم خدا شعر شراب گریه کن، آتش گرفته سینهی قرآن تو چاک زن پیراهن صبرت، مگر روشن شود در غبار چشمها، آیینهی پنهان تو دست و پایت سرد شد اما سراپای تو سوخت رو به سمت قبله کن، پرواز کرده جان تو