ز ما سلام به حجّاج بدر سعدى باد!
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
ز ما سلام به حجّاج بدر سعدى باد!
که عشق، باب سعادت به روى او بگشاد
ز بصره بود و بصیرت گرفت دستش را
که سربلند برآمد ز آزمون جهاد
پیام نصرت مسعود بَصرَوى آورد
به کربلا و در آن جا بمانْد تا جان داد
نرفت از برِ مولا و عصر عاشورا
بر آستان شهادت، رخ نیاز نهاد
نداى غربت «هل من معین» مولا را
به جانفشانى و ایثار خویش پاسخ داد
به افتخار شهادت رسید و داشت امید
که بر وجود امامش کدورتى مرساد
سرود در دل دریاى خون، چکامهی عشق
ز بعد نامهی مسعود، خواند نامهی عشق