ز صحرای مصیبت کاروان ناله میآید
سید فرید احمدیپسندیدن0
بازدید1K
ز صحرای مصیبت کاروان ناله میآید
که یک باغ بنفشه بر مزار لاله میآید
ز جا خیز ای برادر حال خواهر را تماشا کن
سپرده دخترت را بر زن غساله، میآید
رسیده بید مجنون بر مزار سرو و میگرید
و یا لیلا کنار قبر هجده ساله میآید
نمیآید به استقبال ایشان هیچ کس اما
صدای نالۀ بانویی از دنباله میآید
عجب نیلوفرستانی کنار لالهزار آمد
که از چشمان خار این بیابان ژاله میآید
جرس هم از نفس افتاده و نی از نوا مانده
به اینها نیست حاجت، کاروان با ناله میآید