ز داغِ حضرت صادق، دلم تنها نمیسوزد
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید9
ز داغِ حضرت صادق، دلم تنها نمی سوزد دلی نَبْوَد که از این داغِ جان فرسا نمی سوزد به حالِ حضرتش سوزد دل هر سنگ دل امّا دلِ منصورِ دون بر حال آن مولا نمی سوزد عجب ناید ز منصور آن ستم ها بر ولیِّ حق دلِ بی مهرِ او بر زادهی زهرا نمی سوزد ز انگور به زهر آلوده آخر کرد مسمومش دلِ گلچین به پرپر کردن گل ها نمی سوزد بُوَد قبر رئیسِ مذهب ما در بقیع ویران غمی زین بیش در عالم دل ما را نمی سوزد به غیر از پرتو خورشید و نور ماه، روز و شب دگر شمع و چراغی اندر آن صحرا نمی سوزد مهی کز نور علمش عالَم علم است نورانی چرا بر تربتش شمعی در این شب ها نمی سوزد جهانی گرید و نالد "مؤید" زین عزا لیکن دلی همچون دلِ فرزند او موسی نمی سوزد