ز بسم الله رویش می کنم آغاز قرآن را
جواد کریم زادهپسندیدن0
بازدید62
ز بسم الله رویش می کنم آغاز قرآن را سپس حمد و ثنای بیکران حی سبحان را علیِ اکبری آمد که عالم از فروغ او تجلی گاه یزدان شد فروغش فرِّ ایمان را مقامش بس ، پس از حیدر بُوَد اول علی زیرا علی بودن سر آغازیست نسل شاه مردان را علی ا کبر، علی اعلا ، علی والا ،علی مولا چه ارثی برده از حیدر صفات شیر یزدان را نباشد او امام اما به یکتایی حق سوگند به جاه و منزلت دارد علی شان امامان را چو مجنون گشته لیلایش، ز حُسن قد و بالایش شده مفتون و شیدایش، نگر لیلای حیران را نزاید مادر گیتی به عالم چون گل لیلا علی اکبر گل یاس حسین شاه شهیدان را محمد را به یاد آرد هر آن کس روی او بیند چرا؟ چون اَشبه الناس است او ختم رسولان را حسین و الیل میخواند به شوق طُرّه ی مویش کند تفسیر والشمس الضحی آن روی رخشان را گل و آیینه و قرآن گلاب و نقل و اسپنددان مَلک تسبیح می گوید چو بیند ماه تابان را به یاری حسین آمد علی اکبر در این عالم که در راهش فدا سازد چنین جانانه او جان را به لحن خوش اذان گفتا چنان در ظهر عاشورا که در صحرای تَف بشنید مَلک آوای باران را به قد قامت قیامت بین قد و بالای سروش را که باغ و باغبان نازند این سرو گلستان را مرامش پاک و بخشنده شهان بر درگهش بنده مسیحا از دمش زنده دهد بوی بهاران را به خیل دشمنان گفتا ابوفاضل شما یک سر من هم یک سر به همراه علی اکبر حریفان را بسان صحرای محشر شد چو در میدان جنگ آمد به خاک و خون فکند او از شجاعت خیل عدوان را نگر بر سوره ی کوثر به تفسیرش علی اکبر بنوشد در دم آخر می ساقی مستان را شه آمد با وزیر و با ولیعهد و اذان گویش به نیمه منتقم آید عجب قدری ست شعبان را بساط عاشقان جورست دل عشاق پرشور ست تمام عرش آذین شد ببین آیینه بندان را ببین جمع محبان را که از عشق علی اکبر به شوقش پهلوان خوانند الگوی جوانان را خدایا کربلایی کن ز الطاف خداوندی تمامی محبان را و خیل جان نثاران را ز اشعار جواد امشب همه مسرور و خرسندند به سیمای محبانش ببین لبهای خندان را