زینب فرشته بود و پر خویش وا نکرد
رضا جعفریپسندیدن0
بازدید1K
زینب فرشته بود و پر خویش وا نکرد
این کار را براى رضاى خدا نکرد
پر میگشود اگر، همه را باد برده بود
سیمرغ بود و جلوۀ بى انتها نکرد
این کربلا چه بود که جز این مسافرت
او را ز جان عزیزتر خود جدا نکرد؟
گیسوى آیههاى نجیبى که میوزید
با معجر شکستۀ زینب چهها نکرد
یاد رقیه حرف گلو گیر زینب است
حرفى که تار صوتى او خوب ادا نکرد
آرى غذا نداشت ولى در تمام راه
یکبار هم نماز شبش را قضا نکرد
بیگانه بر غریبى زینب سلام کرد
کارى که هیچ رهگذر آشنا نکرد