زیر ایوانِ طلا چشم ترم مخصوص توست
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید200+
زیر ایوانِ طلا چشم ترم مخصوص توست جَلد خود کردی مرا! بال و پرم مخصوص توست ضامن آهو شدی! پشتم به عشقت گرم شد آبروداریِ روزِ محشرم مخصوص توست رو زدم بر غیر و تا درها به رویم بسته شد زائرم کردی و گفتی: این حرم مخصوص توست رد نکردی از درِ باب ٱلجوادِ خود مرا آمدم آقا! امیدِ آخرم مخصوص توست مشهدت حجّ فقیران است و اطرافِ ضریح هرچه می بینم تویی! دور و برم مخصوص توست چشم هایش قطره قطره اشک، بعد از هر نماز... دست بر سینه سلامِ مادرم مخصوص توست لااقل ای کاش امشب زائرت بودم! ولی- نیستم...امّا حسابم کن! کرم مخصوص توست!