زیباتر از این ماه در عالم قمری نیست
آرمان صائمیپسندیدن0
بازدید9
زیباتر از این ماه در عالم قمری نیست خورشید شده پا به فرار و خبری نیست با تیغ نگاهش به ملک بال و پری نیست زیباتر از او روی زمین گُل پسری نیست مشتاق ترین شب به ره عشق سحر شد چشم همه روشن شده..ارباب پدر شد تب کرده از این جلوه گری حضرت مولا هر کس که تو را دیده شده محوِ تماشا این کیست که امشب شده مجنونیِ لیلا؟ حق باشد اگر گفته خدا تبارک الله آئینه ترین کَس به پیمبر علی اکبر غوغا نه قیامت نه که محشر علی اکبر در پیچ و خم زلف شما باد اسیر است هر کس که خودش را به جنون داد…اسیر است هر کس که به امضای تو آزاد…اسیر است شیعه به تو از لحظهی میلاد اسیر است هنگام اذانت شدهای عشق سحر کن بر ما و دل مضطر ما نیز نظر کن در معرکهها کارِ تو چون حیدر کرار دشمن شده با خشم نگاه تو گرفتار ای وای اگر تیغ کشی همچو علمدار آن وقت شود معرکه از تیغ تو تب دار صد ناز بنازیم بر این ضربتِ شصتت میدان همه چون موم گرفتارِ دو دستت عالم همه چون نقطهی پرگارِ تو باشد ارباب به والله گرفتار تو باشد آقاست هر آنکس که بدهکار تو باشد جبریل در افلاک علمدار تو باشد یک بار دگر معجزه ای کن که ببینیم در کرببلا پائین شش گوشه نشینیم جز دست تو و دست علمدار علم نیست جز جان تو روى لب ارباب قسم نیست فرقى به میان عرب و نسل عجم نیست جز عشق تو در فکر مدافع حرم نیست نقش است به پیشانىِ من عمهى سادات جانم به فداى حرمت قبلهى حاجات