زدی به قلب عالَم از غمت شرر
امیر عباسیپسندیدن0
بازدید14
زدی به قلب عالَم از غمت شرر ببین شده مادر از غصّه خونجگر میان مقتل شمر از حبّ سیم و زر جدا نموده از جسمت ز كینه سر غریب مادر نور عین من وای وای وای وای شهید لب تشنه حسینِ من وای وای وای وای غمت نموده اندوهِ مرا فزون تویی تو نور حاء و سین و یاء و نون اگرچه گشتی تو چیره به خصم دون میانِ گودال افتادی به موجِ خون تنت به روی خاك كربلا وای وای وای وای سرت شده خورشید نیزه ها وای وای وای وای رَوی به نیزه سوی كوفه سوی شام كند سلامت سنگ دشمنان زِ بام كسی نمی نماید بر تو احترام به شام و كوفه زینب هست و ازدحام نگاه ناپاك حرامیان وای وای وای وای یهود و سنگ و ظلمِ شامیان وای وای وای وای