زبانِ غارِ حرا وا شده به تسبیحات
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید51
زبانِ غارِ حرا وا شده به تسبیحات بدان که موجبِ خیرات میشود صلوات رسیده مژده که از عرش میرسد پیغام به خاتمِ رُسل و مصطفی درود و سلام بخوان رسولِ حقایق به امرِ مطلقِ حق بخوان به نامِ خدا آیههایِ نابِ علق بخوان که ثبت شود در کتابِ جبرائیل وَ آسمان بزند قلبِ خود به عشق دخیل دخیل قافلهسالارِ آسمانیها دخیل ختمِ رسل اَلدّخیل اَباَالزّهرا فرود آمدی از کوهِ نور نور آمد عدالت آمده وُ پشتِ پا به ظالم زد صدایِ ضربِ دلت لاٰ اِلٰهَ اِلَّا اللّه مقامِ علم و عمل بودهای رسولاللّه رسولِ عشق و امیدی رسولِ آزادی کویرِ دل شده با نغمهیِ تو آبادی خدا خدایِ تو آرایهیِ مناجات است حریمِ پاکِ نبی قبلهگاهِ حاجات است تو تیشهای به رویِ ریشهیِ گناهانی تو اصل و اُسوهیِ اوج و عروجِ انسانی تو افتخارِ حرم افتخارِ اسلامی تو اعتبارِ حرم اعتبارِ اسلامی تو شمعی و شده بانویِ تو بلاگردون چهها نکردهای و خاک و آسمان مدیون رسالتِ تو به دین آبرویِ نو بخشید گرفته از تو و از سجدهات جلا توحید امیرِ مکتبِ یکتاپرستی و نوری سفیرِ عدل و رهایی و رحمت و شوری نوایِ نابِ لبَت شد اَلاٰ بِذِکرِاللّه پیمبری به دمِ یاعلی ولی اللّه به قلّه میرسی از یُمنِ بندگی و خشوع وصیِ تو شده تعریف در عطایِ رکوع علی هواییِ تو تو هواییِ حیدر همیشه او همه جا او هماره همسنگر چه تنگنایِ اُحد چه میانِ خیبر و بدر چه در تبِ شبِ معراج یا چه در شبِ قدر تو شهرِ دینِ خدایی و مرتضی درب است علی دوایِ غم و درد و کاشفَالکرب است دلم برایِ تو وُ سبزیِ حریمت تنگ عجیب آنکه ندارد مزارِ عشقت سنگ به قبرِ غرقِ غبار و به گنبدِ خضرا قسم دهید خدا را که میرسد آقا