روضه خوان بر روی منبر سخت لب وا میکند
محسن ناصحیپسندیدن0
بازدید2.9K
روضه خوان بر روی منبر سخت لب وا میکند
روضه را با اشک چشمان خود انشا میکند
روضهها را یک به یک رده کرده مسلم را غریب
در میان کوچههای کوفه پیدا میکند
چون پدر را میکشند از کودکش باید گذشت
کربلا انگار جور دیگری تا میکند
بچههای مسلم از بابای خود تنهاترند
حکم قتل بچهها را شهر امضا میکند
کوفه در تاریخ خود بسیار حارث پرور است
خنجرش را در گلوی بچهها جا میکند
اینکه اکبر بود یا فرزند مسلم، فرق نیست
کوفه هرکس را بخواهد ارباً اربا میکند
میکشد فرزند را همراه بابا و سپس
میرود بر بام و سرها را تماشا میکند