رسید وقت رسیدن به ضربههای کسی
علیرضا لکپسندیدن0
بازدید1K
رسید وقت رسیدن به ضربههای کسی
شکست حنجـره اما به زیر پای کسی
آهای خنجـر کهنه! نمیشود نبری؟
نمیشود که بمیرد کسی به جای کسی؟
کمی گذشت و هجوم دوبارهای آمد
ردا بـرای کسی شد، زره بـرای کسی
به روی نیزه نشستی و عرش مال تو شد
به پای نیزه نشسته غم صدای کسی
فرشتهها همه با هم به گریه افتادنـد
به مادرانهترین سوز هایهای کسی