رسیده ماه محرّم، جهان، سیهگون[1] شد
فرخنده ساوجیپسندیدن0
بازدید1K
رسیده ماه محرّم، جهان، سیهگون[1] شد
ز غصّۀ شه دین، حالتم دگرگون شد
ز جعد کاکل اکبر، نسیمِ مُشکآمیز
رساند باد صبا، چشم و دل پُر از خون شد
دلا! سلام ز لیلا رسان به سوی علی
بگو که مادر دلخستۀ تو مجنون شد
ز خون، خضاب نمودی چو دست و پای شریف
به پای سرو قدت، دیدهام چو جیحون شد
برای آب، چو لعل لب تو گشت کبود
دلم ز حسرت آن لعل تو پُر از خون شد
به جای حجله چو در خاک کربلا خفتی
ز داغِ لالۀ روی تو، خاک، گلگون شد
شها! نپرسی با این همه مصیبتها
که حالت دل «فرخندۀ» شما چون شد؟
[1]. قافیه، ایطای جلی دارد و آن از عیوب قافیه است که تکرار جزء دوم کلمۀ قافیه کاملاً آشکار باشد.