راهم بده راهی عرش اعظمت باشم
سید پوریا هاشمیپسندیدن0
بازدید14
راهم بده راهی عرش اعظمت باشم در من بدم، خوب است مدیون دمت باشم از کل قرآن فیض "کلب باسط" کافیست تا راه را پیدا کنم تا آدمت باشم بد را بخر با خوبها! بد نیز دل دارد شاید که من هم بین جنس درهمت باشم هر چند خیلیها نمی آیند سامرا کاری بکن من جزو زوار کمت باشم از شیرهای برکه این را خوب فهمیدم باید همیشه خاکسار مقدمت باشم آموزگار جامعه دستم به دامانت! اذنی بده تا سوگوار ماتمت باشم ای منتهای حلم ای رکن بلاد ما یا حضرت هادی سلام الله علیک آقا در پادگانی غصهی تبعید را داری اندازه ی یک عمر درد بیدوا داری سربازها خیلی به تو بی حرمتی کردند قدی خم و چشمی تر از آن طعنهها داری قبر خودت را دیدی و آرام باریدی آقای خوبم غربتی بی انتها داری وقتی به تو ظرف شرابی را تعارف کرد معلوم شد که دشمنانی بیحیا داری خیلی به یاد عمه زینب سوختی آن جا خیلی به دل زخم عمیق از کربلا داری شکر خدا چشمی به ناموست نیوفتاده شکر خدا اهل و عیالی در خفا داری شکر خدا غارت نمی شد پیکرت هرگز عمامه داری پیرهن داری عبا داری نه هیچ کس نیزه به پهلویت فرو کرده نه با تن زخمی ته گودال جا داری نه بی کفن ماندی نه عریان بین صحرایی نه کار با کهنه حصیر روستا داری..