ذکر حرم توست که گل کرده به لبها
محسن صرامیپسندیدن0
بازدید1.8K
ذکر حرم توست که گل کرده به لبها
پس گوش بکن نالۀ «آقا بطلب» ها
تنبیه نکن، گر چه بدم، گر چه سیاهم
محتاج نوازش شدهام جای غضبها
دوری من از تو شده فرسنگ به فرسنگ
تبدیل بکن فاصلهها را به وجبها
سجادۀ من شعبهای از کرب و بلا شد
با تربت تو در حرمم نیمۀ شبها
لا حول ولا قوه الا و سه نقطه
ای در ید اطفال تو اسباب سببها
ما «قوم عجم» سابقهداران تو هستیم
کردیم غلامی تو همپای عربها
در سینۀ ما آتش عشقت نشود سرد
از داغ تو داغیم و دچاریم، به تبها
ما وصل به گنجیم و بریدیم ز دنیا
ما «جاه طلب» نه تو بگو «شاهطلب» ها
از نخل خیابانی بین الحرمینت
در سفرۀ ما پخش بکن نان و رطبها
ای کهنه رفیق ابدی، حضرت ارباب!
غیر از خود تو از همه خوردیم، رکبها