دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.5K
دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست انگار جز یتیم شدن راه چاره نیست حالا که عازم سفری پس مرا ببر در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست معجر ز چهره باز کن امشب که بعد از این فرصت برای دیدن رویت دوباره نیست جای سلام پلک به هم میزنی چرا؟ راهی برای حرف زدن جز اشاره نیست؟ این یادگارها که به من هدیه میدهی در بینشان چرا اثر از گوشواره نیست؟ معلوم شد چرا ز کفنها یکی کم است سهمی برای آن بدن پاره پاره نیست