دوباره روضۀ با آب و تاب میگیرم
شیخ محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید1K
دوباره روضۀ با آب و تاب میگیرم
من از مراثیام آخر جواب میگیرم
سه روز کرده کفن چون تن تو را خورشید
عزا برای تو با آفتاب میگیرم
پر است چهرهام از روضههای مکشوفه
ولی ز چشم تو بابا حجاب میگیرم
نشستهام که برای سر تو گریه کنم
عزا برای سرت با رباب میگیرم
خدا کند که سرت را سوی نجف ببرند
برای تو کمک از بوتراب میگیرم
برای شستن زلفت که دست شمر افتاد
نشستهام ز سرشکم گلاب میگیرم
من انتقام تو را از تنور و خاکستر
من انتقام تو را از شراب میگیرم
من از شنیدن لفظ کنیز بیزارم
من از شنیدن آن اضطراب میگیرم
شبیه آینهام، که هزار تکه شدم
شکستهام، سوی مرگم شتاب میگیرم