دل گشته یاران در طلب
محمود تاری (یاسر)پسندیدن0
بازدید1K
دل گشته یاران در طلب عبدالعظیم و حمزه را خورشید روز و ماه شب عبدالعظیم و حمزه را دیدم به نخلستان حق روشن تر از روی فلق شیرین تر از شهد و رطب عبدالعظیم و حمزه را بین بنی هاشم چنین بنگر به آئینه قرین آئينه داران عرب عبدالعظیم و حمزه را ای دیدهی غرق شعف بنگر چُنان دُر در صدف عترت نَسَب عزت لقب عبدالعظیم و حمزه را درآسمانها بنگرید آئينهها را بنگرید آن بُرده از گلها نَسَب عبدالعظیم و حمزه را درگلشن آل رسول کرد آیهی ماتم نزول بنگر خزان گلهای رب عبدالعظیم و حمزه را آری خزان گلشن شده دل غرق در شیون شده بگریسته گر در تَعَب عبدالعظیم و حمزه را یک تن به میدان بلا یک تن غریب و بینوا یعنی ببین در تاب و تب عبدالعظیم و حمزه را یک تن به خاک و خون فتاد یک تن به غربت جان که داد گریان شدم از آن سبب عبدالعظیم و حمزه را قلب مرا در خون ببین گلگون تر از گلگون ببین بر آب چشم و آه لب عبدالعظیم و حمزه را «یاسر» ازین در کی رود در یثرب و در ری رود کرده غلامی از ادب عبدالعظیم و حمزه را محمود تاری «یاسر»