دل ناتوان لیلا، ز غم تو میگدازد
شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (مفتقر)پسندیدن0
بازدید1.1K
دل ناتوان لیلا، ز غم تو میگدازد
چه کند اگر نسوزد؟ چه کند اگر نسازد؟
تو سوار روی نی، مادر دلکبابت از پی
نه عجب اگر که در پای نی تو، سر ببازد
تو اگر چه سربلندی، نظری به زیر پا کن
که نظر به زیردستان، به بزرگ میبَرازد
تو همای دولتی، سایه فکن بر این ضعیفان
که به زیر سایهات سرو بلند، سر فرازد
تو سوار یکّهتازی، به پیادگان مدارا
که پیاده را نشاید، ز پی سواره تازد
من اگر ز غم بمیرم، ز سرت نظر نگیرم
که به چون تو نازنینی، دل عالمی ببازد
چه شود اگر نوازش کنی از نیازمندان؟
چو نیِ تو بندبندم، ز غم تو مینوازد