دلتنگم و دلتنگیام از حد گذشته
یوسف رحیمیپسندیدن0
بازدید51
دلتنگم و دلتنگیام از حد گذشته ساعات عمرم در غمی ممتد گذشته اشکم تلاطم میکند در پشت پلکم دلشورههایم دیگر از این سد گذشته نبض دلم تنها به دیدار تو بستهست کار دلم از باید و شاید گذشته بیچاره رودی که بخشکد در کویری خوشبخت ابری که بر آن گنبد گذشته ای وای اگر عمری سرآید دور از تو خوشوقت آن عمری که در مشهد گذشته درد فراق تو دوای اوست، آری آنکس که میگوید کنارت بد گذشته