در یکی منزل چو شاه آمد فرود
آیتی بیرجندیپسندیدن0
بازدید1K
در یکی منزل چو شاه آمد فرود
در دل شب زینب کبری شنود
هاتفی خوانَد به اندوه و کُرَب
این مضامین را به اشعار عرب:
گریه کن، ای چشم! چون ابر بهار
گریه کن بر کاروان رهسپار
از پی من بر شهیدان طفوف
کیست گرید با زفیر و با لهوف؟
گریه کن بر این گروه پاکجان
سوی مَصرع میکشانَد مرگشان
مینمایند این کسان در ره، شتاب
مرگ هم باشد شتابان در رکاب
دختر زهرا چو این مضمون شنید
رنگ از چهرش پرید و دل تپید
آنچه را بشْنیده با صد اضطراب
با برادر گفت تا یابد جواب
شاه گفتش: من ندارم شکّ و ریب
کآنچه بشْنیدی بُوَد ز اخبار غیب
خواهرم! قدری شکیبایی نما
باش راضی زآنچه آید از سما