در نگاهت قمر، قمر داری
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید1K
در نگاهت قمر، قمر داری
جلوۀ عشق شعلهور داری
بین جنگاوران قوم عرب
از همه بیشتر جگر داری
پسر بوالعجایبی عباس
مثل حیدر تو هم، سپر داری؟
یکهتاز غیور میدانها
دل شیر و سرخط داری
بر سر شانههایت ای سردار
پرچم عزت و ظفر داری
تشنهام، ساقی شکسته سبو
جرعه آبی بده، اگر داری؟
بد زمین خوردهای! پناه حسین
زیر این نعلها کمر داری؟
سهم تو تیرهای پر دار است
در عوض جای دست، پر داری
چقدر گریه کردهای! بس کن
جگری سرخ در بصر داری
گمشده گوشوار دخترکی
غیرت الله، تو خبر داری؟
چشم خود را به روی نیزه مبند
باز در قافله تو سرداری
ماهی و هم کلام خورشیدی
روی نی عالمی دگر داری
ای عمو جان رقیه پرسیده
خبری تازه از پدر داری؟