در دو عالم در دلش هرگز نباشد درد و غم
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید500+
در دو عالم در دلش هرگز نباشد درد و غم بر درِ این خانه هر کس شد عزیز و محترم خانهای که حک شد از روز ازل بر سردرَش ذکر «یاموسی بن جعفر»«یا امام ذوالکرم» آمدم چون راه دادی و نمیگویی که این روسفید و روسیاه است و عرب یا که عجم سفرهام برکت گرفت از ریزه نانِ سفرهات کم شده اما نمیدانم چرا رزق حرم در هوای مشهد و قم بارها حس کردهام فاصله دارم فقط با کاظمینت یک قدم حضرت باب الحوائج هستی و شد مستجاب حاجتم یا از تو یا از حضرت صاحب-علَم عاشقِ شش گوشهام؛ هنگام امضایِ برات جا نمانم از نگاه تو؛ نیفتم از قلم بسکه خوبی سائلت را پرتوقع کردهای کم نمیخواهم؛ نخواهد رفت چون دستت به کم صبر کن آقا! بماند بقیه را فردا بده من نمک نشناسم و حاجت بگیرم میروم منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک