در دو روز زندگی غربت فراوان دیدهام
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
در دو روز زندگی غربت فراوان دیدهام
بارها از پیکر خود، رفتن جان دیدهام
از غروب روز عاشورای سال شصت و یک
بر دل زهراییام زخمی نمایان دیدهام
حج نیمه کارهام کامل شد و در کربلا
عصر عاشورا به جای عید قربان دیدهام
در منا آب گوارا دست زائرها دهید
حاجیام را در ته گودال، عطشان دیدهام
زین اسبم را چرا آلوده بر سم میکنند؟
من که مرگم را همان شام غریبان دیدهام
شرمساری غیور خیمه را حس کردهام
بر روی مشک عمویم جای دندان دیدهام
خندههای حرمله خیلی غرورم را شکست
مادر شش ماهه را با چشم گریان دیدهام
کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خوردهام
یک حرم را بین آتش مات و حیران دیدهام
آن قدر در بین صحرا بر زمین افتادهام
آن قدر در پای خود خار مغیلان دیدهام
چشم من بر آیۀ شق القمر افتاده است
آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیدهام
خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت
خیزران را بر لب قاری قرآن دیدهام
یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من
عمهام را بین نامحرم پریشان دیدهام
با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ
عمۀ هم بازیام را کنج ویران دیدهام