در آن گُلگشتِ معنا بودم، ای کاش!
عبدالرّضا رضایینیاپسندیدن0
بازدید5
در آن گُلگشتِ معنا بودم، ای کاش!
غبار راهِ مولا بودم، ای کاش!
نوای چشمهای، ابری، نسیمی
فدای چشمِ گُلها بودم، ای کاش!
چه میشد از جهان دل میبریدم
کنار دست سقّا بودم، ای کاش!
به زیر سمّ اسبانِ شقاوت
الهی! خار و خارا بودم، ای کاش!
در آن ظهر شگفت ارغوانی
کمی با عشق تنها بودم، ای کاش!