دریا تمام سوز لبش را به آب داد
عباسعلی اویسیپسندیدن0
بازدید1.2K
دریا تمام سوز لبش را به آب داد
صحرا به تشنگان، قدح آفتاب داد
مردی سوار آب، به دریا سلام کرد
باران نیزه بود که او را جواب داد
آهسته از برابر من تشنه میگذشت
مردی که خویش را به دم التهاب داد
صحرا ز نیزههای عطش خیزِ آفتاب
خود را به دست مرحمت آن جناب داد
اسبش تمام حادثه را شیهه میکشید
چون تکسوار معرکه را از رکاب داد