درد بسیار، مداوا گریه
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.5K
درد بسیار، مداوا گریه ارث جاماندهی زهرا گریه روزها ناله و شبها گریه آب می خورد، ولی با گریه گریه بر آبِ وضویش میریخت خون دل بر سر و رویش میریخت گریه بر شاه شهیدان خوب است گریه بر کشتهی عریان خوب است گریه بر دامن طفلان خوب است گریه بر آن لب و دندان خوب است خواسته هر سحرش گریه کند در فراق پدرش گریه کند گریه بر نالهی آن مادرها گریه بر گریه آن دخترها گریه بر غارت انگشترها گریه بر واشدن معجرها رنگ مهتاب، زمینش میزد دیدن آب، زمینش میزد گریه بر ناقه نشسته سخت است گریه با پیکر خسته سخت است گریه با بال شکسته سخت است گریه با گردن بسته سخت است گریه خوب است که هرشب باشد "گریه بر چادر زینب باشد" آن که را هست پیاده نکُشید تشنه را برلب باده نکشید طفل را این همه ساده نکشید ذبح را آب نداده نکشید هیچ کس آب به گودال نبرد پدرش ذبح شد و آب نخورد آمد و دید تنی افتاده کشتهی بیکفنی افتاده شاه بیپیرهنی افتاده پاره پاره بدنی افتاده همه پروانه و شمعش کردند بوریا آمد و جمعش کردند آمد و دید کنارش پر نیست بدنش هست و لیکن سر نیست چند انگشت، و انگشتر نیست این حسین است ولی دیگر نیست بسکه با نیزه قلیلش کردند ذبح کردند قتیلش کردند علی اکبر لطیفیان