دردا که گل سوختهام خواب ندارد!
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1.7K
دردا که گل سوختهام خواب ندارد!
دارد تب و غیر از دل بیتاب ندارد
او تشنهی آب است، نه لالایی مادر
گهواره دهم تاب و گلم تاب ندارد
بیخوابی و بیآبی و بیتابی و گرما
یک دم دم آسوده ز هر باب ندارد
ای گل که عطش از رخ تو رنگ ربوده!
زیباتر از این آینه، مهتاب ندارد
محراب دو ابروی تو بشْکسته و مادر
غیر از تو چراغ دل محراب ندارد