دارالاماره یا که بستر؟ فرق دارد
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید1.5K
دارالاماره یا که بستر؟ فرق دارد
مرگ اینچنین در پای باور فرق دارد
از باد فهمیدم که میآیی به سویم
اعجاز آن زلف معطر فرق دارد
از هایهایم جای من را کوفه فهمید
شرمندگی مرد آخر فرق دارد
در خواب بر من مژده داد و گریه میکرد
دلواپسیهای پیمبر فرق دارد
یحیای من! برگرد، اینجا بی وفایی است
هر روز آن با روز دیگر فرق دارد
نام پسرهای تو گفتم، سنگ خوردم
در کینههاشان نام حیدر فرق دارد
گفتم به طوعه تا که پشت در نیاید
هرچند میدانم که این در، فرق دارد
برگرد، میبینم که زینب با تو گوید
چشمان نامحرم برادر فرق دارد
باشد سر عباس هم اینجا بیاید
اما حساب چند دختر فرق دارد
یک کاروان از نیزه و یک شهر از سنگ
در بین سرها باز یک سر فرق دارد
سر کوچک است، و سنگها خیلی بزرگند
ای کاش میگفتند اصغر فرق دارد
تیری که میچرخد جراحاتش عمیق است،
تیر سه شعبه جنسش آخر فرق دارد
از بام افتادم زمین و روضه خواندم
افتادن از زین پیش خواهر فرق دارد
گودال بود و عاقبت هم گیرم انداخت
گودال تو اما مکرر فرق دارد
فرقش هزار و نهصد و پنجاه زخم است،
از زخمها هم زخم حنجر فرق دارد
نه پشت در، نه کوچه، گیسویش ندیدند
اما کنارت حال مادر فرق دارد
بد جور فکر وضع رگهای گلویم
که تیزی و کندی خنجر فرق دارد