خیمهیِ نو وُ نوکری از نو
حسین ایمانی(سحراشک)پسندیدن0
بازدید53
خیمهیِ نو وُ نوکری از نو نوکری از من و مادری از تو کوثری از تو .... خیراتِ کثیر همدمِ امیر دستمو بگیر یازهرا یازهرا زیرِ سایهیِ پرچمِ زهرا هستم و مولا میبره من رو تا خیمهیِ آقا فاطمیام مادر منتظرم وای زهرا زهرا /۴/ آه از این روضه داره در میسوزه گوشهیِ معجر رویِ سر میسوزه لال بشم مادر .... آتش و هیزم طعنهیِ مردم گوهری شد گم وای مادر وای مادر زیرِ درِ نیمسوزه گلِ من دلِ من میلرزه میسوزه کوثرِ من دلِ من دستامو بست و دستاشو شکست وای زهرا زهرا /۴/ میزنه بارون میخونه مجنون از غم و غصّهست این شبا دلخون حالِ آقامون .... زار و پریشونه روضه میخونه که ردِ خونه رو در وُ رو دیوار چی سرم آوُردن گلِ من دلِ من چه بغضی داره این شبها حسن دلِ من رو میگیری ازم روم سیاهه وای زهرا زهرا /۴/ sehreashk@