خیال کن که دری سر به سر شرر شده باشد
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1.1K
خیال کن که دری سر به سر شرر شده باشد
به روی پاشنه چرخیده در به در شده باشد
خیال کن که حسن لحظهی کبودی مادر
دلش بگیرد از این غصه که پسر شده باشد
شمرده باشد و در لحظهای جماعت دشمن
به پشت در نرسیده چهل نفر شده باشد
هزار بار برای حساب شدّت ضربه
خودش مساحت دیوار و عرض در شده باشد
هزار بار به خود گفته باشد آه چو محسن
پسر کسیست که در کوچهها سپر شده باشد
نبود حضرت محسن شب ولادت قاسم
به چشم آمده وقتی پسر پدر شده باشد
حسن کسیست که بیراز شانههای اباالفضل
میان شهر مدینه حسینتر شده باشد
برای زهر نه تأثیر کوچههای مدینهست
اگر که تشت پر از پارهی جگر شده باشد