خورشید آن روز، آن جا، در آن شب ستان چه میکرد؟
سید ضیاءالدین شفیعیپسندیدن0
بازدید1.2K
خورشید آن روز، آن جا، در آن شب ستان چه میکرد؟
آیینه در آن هیاهو در آن بیابان چه میکرد؟
آتش که شیطان محض است در خیمهها چنگ انداخت
با دامنی شعلهور آه، بانوی باران چه میکرد؟
از آبها آبرو برد، دستی که از اسب افتاد
بارانی از تیر و شمشیر با مشک و دندان چه میکرد
وقتی گلوها بریده است، سرهای بر نیزه گفتند
ما کشتۀ نهروانیم، بر نیزه قرآن چه میکرد؟
قرآن بخوانید ای قوم، اما بدانید ای قوم
وقتی علی روی زین بود با تیغ برّان چه میکرد؟
دمّام ها دم گرفتند، خون تو را کم گرفتند
از یادشان رفت انگار خون شهیدان چه میکرد
بودیم و کاری نکردیم، جز سوگواری نکردیم
هیهات با شیعیانت، این نوحهخوانان چه کردند؟