خنده بر پاره گریبانی مان میکردند
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید300+
خنده بر پاره گریبانی مان میکردند خنده بر بی سر و سامانی مان میکردند پشت دروازهی ساعات معطل بودیم خوب آمادهی مهمانی مان می کردند از سر کوچهی بیعاطفه تا ویرانه سنگ را راهی پیشانی مان می کردند هرچه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را وارد بزم طرب خوانی مان می کردند بدترین خاطره آن بود که در آن مدت مردم روم نگهبانی مان می کردند هیچ جا امن تر از نیزهی عباس نبود تا نظر بر دل حیرانی مان می کردند