خراب باد جهانی که بی علی باشد
حسن کردیپسندیدن0
بازدید27
خراب باد جهانی که بی علی باشد جهنم است مکانی که بی علی باشد بریده باد زبانی که بی علی گویاست شکسته باد دهانی که بی علی باشد صدای کفر شود پنج نوبتش هر روز ز هر کرانه اذانی که بی علی باشد خدا کند نفسِ آخرم شود نفسم به لحظه ای و در آنی که بی علی باشد به روز سخت مکافات وعده اش بدهید تپش تپش ضربانی که بی علی باشد حلال زاده محال است دشمنش بشود حرام لقمه زبانی که بی علی باشد رسیده وحی به هر مرسلی که خواهد سوخت قسم به کعبه... زمانی که بی علی باشد نفس کشیدنِ در زیر آسمان کبود حرام باد به جانی که بی علی باشد جهان ندیده شبیه ش قلندری دیگر نداشت ضربه ی شصتش برابری دیگر حدیث منزلت است و خدا برای نبی علی که هست، نخواهد برادری دیگر نبی مدینه ی علم است و جز علی این شهر ندیده است به چشمان خود دری دیگر حلال زادگی شیعه در همین بیت است علی که هست چه حاجت به رهبری دیگر خدا نخواسته غیر از شکاف کعبهی خود به قد و قامت آن خانه زیوری دیگر مگر به خواب ببیند زمانه تا آید دوباره مثل علی نه که قنبری دیگر به روز حشر به محشر یقین که خواهد کرد ورود حیدر کرار محشری دیگر بگو به مُحرمِ کعبه طواف یعنی چه بدون مهر علی اعتکاف یعنی چه؟ بگو به مردم گمراه از طریق علی مگر نگفت نبی انحراف یعنی چه؟ به کعبه حق بدهم سینه چاک مقدم اوست نگو به کعبهی عاشق شکاف یعنی چه؟ حکایت علی و فاطمه مگر گوید که با یتیم و فقیر انعطاف یعنی چه غدیر روز علی بود و روز پیغمبر غدیر گفته به ما ائتلاف یعنی چه به ذوالفقار پر از خون کافران سوگند ندیده است فلانی مصاف یعنی چه خلیفه ای که به لولا علی شده مشهور به روز مرگ سرود اعتراف یعنی چه غدیر آمده که نور تا ابد باشد مسیر تا به خداوند یک عدد باشد چه محکم آمده آیه که بلّغ ای احمد فقط علی ولی الله میشود باشد به لطف لقمهی عشقی که پاک بود و زلال ترانهی لبِ ما یا علی مدد باشد خدا مباهله را خواست تا نشان بدهد علی ست نفْسِ نبی، آیه مستند باشد و اِن یکاد بخوان بعد از این برای علی که چشمهای منافق پر از حسد باشد مدینه خواست رود سمت کفر بعد نبی زهی خیال که حیدر دوباره سد باشد علی اشاره کند آفتاب، برگردد و هر کجا که دلش خواست مستقر گردد همانکه برق نگاهش به رزم کافی بود که در مبارزه ها صاحب ظفر گردد امیدوار نگاهی ز قنبر ش هستم که چشم بی هنرم چشمهی هنر گردد تمام خاک جهان را بهانه ای کافی ست که با اشاره ای از چشم فضه زر گردد ثواب یک نفس لیلة المبیتِ علی به هر عبادتی از جن و انس سر گردد چه شهریار غزلها که کس نمی گردد و شهریار علی اصل و معتبر گردد خمار خلسهی انگور بر ضریح علی ز هر چه غیر علی هست بی خبر گردد نجات داده جهان را ز کفر، شمشیرش و ما رمیتَ سروده خدا به هر تیرش خدا صدای علی را برای خود می خواست نبی شنید به معراج و دید تأثیرش قسم به نبض مسیحای ذوالفقار علی چه فتنه ها که نخوابیده پای تدبیرش سروده اند غزل ها به مدح او اما رسیده اند مگر بر خیال تصویرش؟ ز دشمنی نهراسیده لحظه ای اما کند بهانهی طفلی یتیم دلگیرش قسم به خطبهی الشقشیه بر منبر نیامده قلمی در تراز تفسیرش که جز خدا و رسولش شناخت مولا را؟ توان واژه کجا و زبان تقریرش علی که ضربهی تیغش تبِ عبادت داشت به ربنای قنوتش خدا ارادت داشت به جانماز سحرهای او زمین هر روز به آسمان نظری از سرِ شرافت داشت حرم که سینه دریده به احترام علی... و کعبه ای که به میلاد او لیاقت داشت ز دشمنان علی از گذشته تا امروز هر آنکه بوده حسادت و یا حماقت داشت یگانه فاتح میدان خیبر اوست اگر لیاقت است نه اینکه فقط شجاعت داشت یگانهی بانوی دنیاست همسرش یعنی چقدر خالق یکتای ما عدالت داشت کنار فاطمه بر عرشی از گلیم و صفا چه احتیاج به کاخ و زر و عمارت داشت