خانهی فاطمه آنروز تماشایی بود
سید رضا مویدپسندیدن1
بازدید48
خانهی فاطمه آنروز تماشایی بود که فضا جلوهگر از آیت زیبایی بود در بهاری که نسیمش نفس جبریل است گلِ ناز دگری رو به شکوفایی بود خانهای را که خدا جلوهی عصمت بخشید در و دیوار، پر از نقش شکیبایی بود تا بیایند به تبریک محمّد جبریل با ملائک همه در حال صفآرایی بود بهخدا چشم خدا دست خدا وجه خدا ز جگرگوشهی خود گرم پذیرایی بود تا که قنداقهی او را بهبر آورد حسن حالتی رفت در آن جا که تماشایی بود ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت این دو را چون که ز آغاز، شناسایی بود دختری داشت در آغوشِ محبّت، زهرا که سراپا همه آیینهی زیبایی بود دختری داشت سراپای، همانند علی زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود پنج تن، آل عبا، در دو جهان آقایند وز شرف زینب شان وارث آقایی بود پنج معصوم به او معرفت آموختهاند که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود وصف او عالمهی غیر معلّم شده است تا به این مرتبهاش پایه ی دانایی بود بود از صبر و رضا نائبهی خاص امام نازم او را که به اینقدر، توانایی بود کربلا صحنهی عشق است و در آن صحنهی عشق همّت زینب نَستوه، تماشایی بود به علمداریِ صحرای بلا کرد قیام رهبر قافلهی عشق، به تنهایی بود یک زن و آنهمه داغِ دل و آنقدر شکیب عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود دیدهام کور، که شد خاک نشین ره شام آن که خاک در او سرمهی بینایی بود