حکم کردند که بیعشق نفس مزموم است
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.2K
حکم کردند که بیعشق نفس مزموم است شُکر این سینه به عشق ازلی محکوم است از رضایی شدنِ تکتکِ ما معلوم است دل مسلمان شدهی فاطمهی معصومه است همگی مستیِ خود را ز همین خُم داریم هرچه داریم همه از حرم قم داریم *** به غبارِ قدمِ وصف تو محشر برسد پای توصیف تو باید که برادر برسد تا که در شان تو مضمونِ برابر برسد جای آن است که یک سورهی کوثر برسد لال در محضر تو بودن ما وصف شماست ورنه این شعر همان قطره کنار دریاست *** تورسیدی و پدر صاحب دختر شدهاست صاحب آسیه و مریم و هاجر شدهاست از گل خندهی تو دهر معطر شدهاست خواهری زینت آغوش برادر شدهاست تا که قنداقهی تو دست برادر افتاد گوییا حق به حسینبنعلی زینب داد *** کعبه بر آل علی کرده گریبان را چاک سایهی چادر تو پهن شده در افلاک تو همان عرش نشینی و من افتاده به خاک من چه گویم پدرت گفت اَبوکِ به فِداک بگذارید بدانند تمام دنیا پای این درس گرفتیم مسلمانی را *** کَرَم¬ات جلوهای از بارش باران دارد سفرهی ما ز کرم خانهی تو نان دارد این همان نیک سرشتیست که انسان دارد که ارادت به تو و شاه خراسان دارد محک عشق تو در سینهی انسان کافیست هرکسی عشق نورزد به شما آدم نیست *** دست از عشق مَحال است که ما برداریم عشقِ خاکِ قدمت بود اگر سر داریم از بهار نفسات شهرِ نیاسر داریم عطر تو بود گلابی که ز قَمصَر داریم از زمانی که قدمهای تو آمد این سو نمک سفرهی ایران شده قم ای بانو *** مینویسم به تو ای مقصد و مقصودِ حیات مینویسم به تو از تشنه لبِ آب فرات هرکه شد مست حسین از تو گرفتهاست برات پرچم گنبد تو عرشهی کشتیِ نجات کاش میشد که به دستِ تو خدایی بشویم تا مُحرَّم همگی کربوبلایی بشویم