حمله به سرپناه گرفتارها چرا؟
علی صالحیپسندیدن0
بازدید500+
حمله به سرپناه گرفتارها چرا؟ مانند دزد از سر ديوارها چرا؟ بى حرمتى اگر چه برايش جديد نيست داد و هَوار ، حقّ محاسن سفيد نيست هيزم چرا؟ شبانه مكافات بس نبود؟ يك بار سوخت مادر سادات بس نبود؟ شيخِ نشسته بر سر سجاده را نبَر اين پا برهنه وَز نفس افتاده را نبَر جايى پياده شيخ اجل را نمى برند با ناكسان بزرگ محل را نمى برند اين بردنش چه واقعهء درد آورى ست اين پيرمرد كيست كه اين قدر مادرى ست شكر خدا به گردنش عمامه بسته نيست شكر خدا كه هيچ كجايش شكسته نيست هيچ اعتنا به ناله و آهش نمى شود رحمى به اشك كنج نگاهش نمى شود كذب است اينكه خواسته شورش به پا كند كو يار و ياورى كه قيامى بنا كند؟ آورده ايد قصر كه قصد سرش كنيد ديگر به كى قسم بخورد باورش كنيد؟ اى نانجيب بچهء صديقه صادق است تُهمت به آل فاطمه مسبوق سابقه است يك روز هم به مادر او افترا زدند بُهتان زدند بهر فدك بى هوا زدند برخيز ديگر از روى تخت و سلام كن شمشير را غلاف كن و احترام كن پيغمبر آمده است براى حمايتش شيخ الائمّه اى كه نكردى رعايتش معلوم شد كه ناله و آهش دليل داشت اشكى كه بود كنج نگاهش دليل داشت هفتاد سال روضه براى كه داشته؟ در مكتبش بناى عزاى كه داشته؟ فرمود هر كه گريه كنِ شاه بى سر است با من -رئيس مذهب شيعه- برادر است در پيش سينه سوخته آتش نياوريد در روضه شيرخواره برايش نياوريد سنگ بناى حوزه و روضه نهاده است درسى بدون ذكر مصيبت نداده است بالاى منبرش ته گودال مى رود آن قدر گريه مى كند از حال مى رود تا كى بيان مسئله خون بر دلش كند؟ احكام ذبح را نشده كاملش كند: مذبوح را ز جمع بقيه سوا كنيد دور از نگاه جمع سرش را جدا كنيد چاقو كه تيز باشد اذيّت نمى شود سيراب نيز باشد اذيّت نمى شود