حلقه اشک چو در چشم ترم میپیچد
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید100+
حلقه اشک چو در چشم ترم میپیچد
نالهی بیکسی ام بین حرم میپیچد
جای اصحاب که در خواب تغافل هستند
مثل گرداب بلا دور و برم میپیچد
با وجودی که شبانه کتکم زد دشمن
در همه شهر مدینه خبرم میپیچد
این یهودی چه وقیهانه به دور دستم
ریسمان بین قنوت سحرم میپیچد
دشمنم مثل علی پارچه عمامه
دور گردن عوض دور سرم میپیچد
تا ز درگاهیِ خانه گذرم می افتد
بی هوا درد میان جگرم میپیچد
مسئله باز برایم شده در کوچه چرا
گوشه چادرو پا هر دو به هم میپیچد
بعد از آن ضربه سنگین عدو چون مادر
همه عالم بخدا دور سرم میپیچد
گیرد او موی سرم در نگهِ اهل حرم
صحنه کرببلا در نظرم میپیچد
منبع:اشعار قاسم نعمتی