حسین خواهر تو بر غمت دچار شده
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید1K
حسین خواهر تو بر غمت دچار شده دلم هوای تو کرده که بیقرار شده تمام موی سرم، پینههای دستانم خودت بیا و ببین که چه گریهدار شده مگر نگفتم عزیزم که بیتو میمیرم همیشه قاتل عاشق غم نگار شده در احتضار کنار تمامتان بودم برس به داد دلم وقت احتضار شده اگر تو کشتهی اشکی دو دیدهی ترمن برای روضهی تو سفرهدار شده زخاطرم نرود خاطرات کرببلا دوباره دور و بر من پر از غبار شده به روی چادر من جای پای قاتل توست لگد به روی لگد بر تنم نثار شده دم غروب به آتش گرفتهای گفتم بدو عزیز دلم موقع فرار شده میان آن همه نامحرمان خودت دیدی چگونه خواهری بر ناقهها سوار شده سر تو را سر بازار بس که رقصاندند گلوی خشک تو دیدم که تار تار شده زنان کوفه همه سنگ باز قهارند چقدر راس تو با سنگها شکار شده رباب موی سرش کند و داد زد زینب ببین سر پسرم سهم نیزهدار شده میان بزم شراب آمدم به دنبالت یکی به طعنه صدا زد ببین چه خار شده حرامزادهای از دختران کنیزی خواست از آن به بعد سکینه گلایه دار شده