جمع کردند و پسانداز همه!
عارفه دهقانیپسندیدن0
بازدید1.3K
جمع کردند و پسانداز همه!
ما ولی خرج زیارت کردیم
چه نیازیست به دریا؟ وقتی
که به چشمان تو عادت کردیم
مشهد خونم اگر کم شده است
دست من نیست، حیاتم با توست!
چنتهام خالی خالیست ولی
مطمئنم که نجاتم با توست
ما، نه آهو شدهایم از همّت
نه کبوتر شدهایم از پاکی
کاش آهوتر صحنت باشیم
با تو، هم خاکی و هم افلاکی!
شور آن «جامعه» خواندن در صحن
غم این جامعه را برد از ما
وعدۀ «من دخل فی حصنی»
میرساند به تو آخر ما را
بگذارند برای اهلش
هرچه را جز حرمت در دنیاست
جان جانت به جوادت سوگند
کربلا حاجت ما زائرهاست