جلوه گر شد از نهان، صبح آزادی
محمدعلی صفری (زرافشان)پسندیدن0
بازدید1
جلوه گر شد از نهان، صبح آزادی زد قدم در ملک جان، پرتو شادی از زمین تا آسمان، شد چراغانی از نهان تا شد عیان، حضرت هادی مژده ی میلاد آن، عطر جان پرور تا فرا سوی جهان، رفت از این وادی تا بهشت جاودان، می برد ما را آن که باشد در زمان، رهبر و هادی بعد از این در هر زمان، هرچه ویرانه است می نهد مانند جان، رو به آبادی تا دل باغ جنان، می دهد ما را مژده ها ای انس و جان، روز و شب نادی پر کشید آن دم که آن، آفتاب عشق دیده بست از این و آن، مردی و رادی