جز فراق پسر فاطمه هجرانی نیست
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.8K
جز فراق پسر فاطمه هجرانی نیست چارهای غیر همین پاره گریبانی نیست به خدا نامه نوشتم به حضورت نرسید آنچه ماندهست مرا غیر پشیمانی نیست کارم اینست که تا صبح فقط در بزنم غربتی سختتر از بیسر و سامانی نیست لب من تشنهی آب و جگرم تشنه توست بین کوفه به خدا مثل من عطشانی نیست من از این وجه شباهت به لبت خوشحالم قابل سنگ زدن هر لب و دندانی نیست من روی بام چرا ! تو ته گودال چرا ! دل من راضی از این شیوهی قربانی نیست موی من را سر دروازه به میخی بستند مثل زلفم به خدا زلف پریشانی نیست زرهام رفت ولی پیرهنم دست نخورد روزیِ مسلم آوارهات عریانی نیست علی اکبر لطیفیان