تو میرسی مثل ماه روشن، به زیر پایت ستاره جاری
علی حاجتیان فومنیپسندیدن0
بازدید0
تو میرسی مثل ماه روشن، به زیر پایت ستاره جاری و از دو دست همیشه سبزت، گل و نسیم بهاره جاری نمیتوان از تو در غزل گفت، تو را ابد یا تو را ازل گفت تو رودِ آیینه هستی و ابر، ز گیسوانت شراره جاری چه میکنی که به شوق نامت، در این غزلهای خشک و بیروح گلِ تصاویر میشکوفد و میشود استعاره جاری تو میرسی ای گلوی عاشق، میان بغضی سیاه و ساکت و میشود با صدای سبزت، اذان عشق از مناره جاری فروغ شبهاست خواندن تو، بلوغ لبهاست خواندن تو تویی که معنای بودنت را نمیکنی در نظاره جاری ترا سوار همیشه پیروز، به چشم فردا مگر ببینم که میرسی مثل ماه روشن، به زیر پایت ستاره جاری