تو تشنه میروی و زمان سفر شده
محمد امین سبکبارپسندیدن0
بازدید1K
تو تشنه میروی و زمان سفر شده
یا روزهای تیرهتر از شب سحر شده
گرم بیان خواهش خشک لبت شدم
دیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده
شاید که تیر سینه من را هدف گرفت
از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟
این ساقۀ لطیف که با بوسه میشکست
حالا دو نیم از لب تیز تبر شده
یک دشت غرق هلهله و خنده روبروست
دریایی از تلاطم غم پشت سر شده
دور از نگاه منتظر مادرت، علی
تشییع و کفن و دفن تنت درد سر شده
آهسته زخم باز تو را بستهام ولی
حس میکنم که فاصلهاش بیشتر شده