تنهاترین غریب کجایی پسر عمو
اسماعیل شبرنگپسندیدن0
بازدید300+
تنهاترین غریب کجایی پسر عمو کشته مرا هوای جدایی پسر عمو زخمی ترین ستاره ی دارالاماره ام آماده ام برای رهایی پسر عمو فریاد می زنم که به این جا سفر نکن دیگر مرا نمانده صدایی پسر عمو امشب همه فدایی و فردا همه فرار!! در عهد کوفه نیست وفایی پسر عمو از بچه های فاطمه فرمان نمی برند این جا اسیر جور و جفایی پسر عمو یک پیر زن به داد دل خسته ام رسید بر زخم من رسانده دوایی پسر عمو شرمنده ام از این که نوشتم بیا حسین دارم به لب دعا که نیایی پسر عمو راهی شده دلم به تمنای دیدنت با کاروان کرب و بلایی پسر عمو بختش بلند آن که دلش جای عشق توست مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست