تشییع کردیم خود را در ظهر داغی مکدر
ایمان طرفهپسندیدن0
بازدید1K
تشییع کردیم خود را در ظهر داغی مکدر
تشییع کردیم خود را تا بارگاهت، کبوتر
عصیان سرخ شکنجه، بر جانت افکند پنجه
ما را بپران به اوجت، ای ارتفاع تو بی سر
تهماندههای صبوری، ماندند و آهی بلوری
وقتی به آتش رساندت، غمبوسۀ سرخ خنجر
شش بار مهتاب لغزید، در پای چشم تو خندید
یک بار دیگر بخندان، ای آفتاب مکرر
آن لحظه عالم کدر شد، تا آسمان منتشر شد
بر منبر دست بابا، یک خطبۀ ناب، اصغر
بعد از مجازات آهت، گل اشکهای نگاهت
تشییع کردیم خود را، تا بارگاهت