تا سینه از محبت تو در تلاطم است
سید مجتبی ربیع نتاجپسندیدن0
بازدید1K
تا سینه از محبت تو در تلاطم است
این دام بی نیاز به صیاد و گندم است
قلبت تپید و قلب جهان نیز میتپید
این شور عشق، تجربۀ بار پنجم است
نامی که کردگار خودش انتخاب کرد
شیرینیاش همیشه به لب در تکلم است
طوری نوشتهاند تو را بر در بهشت
انگار جوهرش عسل و شیر در خم است
هر کس که دید ماه تمام جمال تو
بر چشم گریه و به لبانش تبسم است
عاشق زیاد داری و من هیچ نیستم
یک دانه ریگ در دل صحرا فقط گم است
قنداقهات چو مرهم بال فرشتههاست
خاکت عجیب نیست شفابخش مردم است
پرواز میکند به سلامی دل غریب
وقتی مسیر اول و آخر "الیکم" است