تا در گلوی تشنۀ خنجر صدا جاری است
قنبرعلی تابشپسندیدن0
بازدید1.1K
تا در گلوی تشنۀ خنجر صدا جاری است
خون گلویت کربلا تا کربلا جاری است
یا چون نسیم صبح تابستان گندمزار
نرم و ملایم، روستا تا روستا جاری است
تا آسمان کوفه پابرجاست، میدانم
خون تو در این خاک چون آب و هوا جاری است
تا قطره آبی از فرات و دجله میلغزد
باران بغضت در گلوی ابرها جاری است
خون تو را در آسمان شعر پاشیدم
نام تو اکنون تا فراسوی صدا جاری است